مقارن نيمه‌ٴ سده‌ٴ سيزدهم‌، در اين زمينه اقدام مهمي در چين صورت گرفت‌. چائوجو - كوا بازرس بازرگاني بندر چوآن‌چو (در روايت ماركوپولو، بندر زايتون‌) كتابي تأليف كرد كه مي‌توان‌ آن را جغرافياي بازرگاني خواند، و شامل اطلاعاتي بود راجع به كشورهايي كه چين با آنها دادوستد مي‌كرد، و راجع به محصولات عمده‌اي كه مبادله مي‌شد. در اين مورد، اصالت چين كه‌ طبعاً ناشي از رشد مستقل آن بود يك بار ديگر آشكار شد، چون هيچ رساله‌اي مشابه آن را نمي‌شد به‌زبان لاتيني يا زبان‌هاي ديگر يافت‌، مگر رساله‌اي به‌زبان عربي كه مي‌توان با آن‌ قياسش كرد، يعني نهايةالرُتبة الظريفة، تأليف عبدالرحمن بن‌نصر محتسب‌.
زماني كه اخترشناسي و جغرافياي عربي نفوذ خود را در قلمرو لاتيني آغاز كرده بود، اين‌ علوم به چين هم راه يافت‌. البته در دوران سلسله‌ٴ يوآن‌، روابط ميان چينيان و مسلمانان فزوني‌ چشمگيري يافت‌. كيوشو- چينگ‌، اخترشناس چيني‌، احتمالاً معلوماتي راجع به رياضيات‌ اسلامي داشت‌، و احتمالاً تحت تأثير مسلمانان بود كه فرمان داد تا مختصات جغرافيايي‌ بسياري از نقاط چين تعيين شود.

31. شكل و حركت زمين‌. مسلماً خواننده از خود مي‌پرسد: عقيده‌ٴ دانشمندان آن زمان و افراد فرهيخته درباره‌ٴ شكل زمين چگونه بود؟ آيا مي‌دانستند كه كروي است‌؟ ممكن است اين مسئله‌ آسان جلوه كند، ولي پاسخ‌دادن به آن آسان نيست‌. يا جواب‌دادن به آن به دو طريق بسيار آسان‌ است‌. در طول قرون وسطا، از عصر آباي كليسا1 به‌بعد مي‌توان كساني را يافت كه كرويت زمين‌ را بيان كرده‌اند، در كنار كسان ديگري كه از آن سخن نگفته‌اند. هنگام مطالعه‌ٴ دقيق‌تر، اغلب متوجه‌ مي‌شويم كساني كه كرويت زمين را اظهار كرده‌اند، آن را واقعاً درك نمي‌كردند و باطناً بدان عقيده‌ نداشتند.

در عصر مورد بحث ما، همان چيزها را مي‌توان ديد. هرگز به فقدان كامل اشاره به كرويت‌ زمين برنمي‌خوريم‌. لامبر سنت‌اومري در نيمه‌ٴ اول سده‌ٴ دوازدهم‌، از آن سخن مي‌گويد و علاوه‌ بر آن عقيده‌ٴ درستي (مطابق عقيده‌ٴ اراتوستني‌) درباره‌ٴ اندازه‌ٴ زمين دارد. در سده‌ٴ بعدي‌، موٴلف‌ رساله‌ٴ جغرافي نروژي اين عقيده را در دربار نروژ بيان داشت‌، و نيكه‌فوروس بلمودس هم در دربار نيقيه همين كار را كرد. نيازي نيست بگويم كه همه‌ٴ جغرافيدانان عربي به كرويت زمين عقيده‌ داشتند، نظريه‌ٴ اراتوستني مربوط به اقليم‌ها، كه آنان به‌طور كامل آن را شرح داده بودند، مستلزم‌ قبول اين عقيده بود.2
مسئله‌اي كه با كرويت زمين رابطه‌ٴ نزديك داشت‌، مسئله‌ٴ ينگه‌دنيا بود. موٴلف رساله‌ٴ جغرافي‌


1 .درباره‌ٴ عصر آباي كليسا َّ ايسيس‌، 8، 212 - 231.
 Ernst Honigmann, "Die sieben Klimata und die poleisemoi", Heidelberg, 1929, Isis, 14, pp. 270-276. .2